منو
خانه / ويژه احياي علم «فقه الطب» و «طب» در حوزه / قلمرو دين و شريعت از نظام سلامت و پزشكي كاملا جدا است!
تاریخ آخرین بروزرسانی: 15 جولای 2017 در 2:38 ق.ظ
📣. سخنراني/ حجت الاسلام دكتر طباطبايي:

قلمرو دين و شريعت از نظام سلامت و پزشكي كاملا جدا است!

متن پيشرو گزيده اي از سخنراني حجت الاسلام دكترسيد كاظم طباطبايي، رئيس پژوهشگاه موسسه دارالحديث قم و استاد علوم حديث حوزه علميه است. اين سخنراني در كارگاه دو روزه نظام سلامت در اسلام در دانشگاه علوم پزشكي قم به تاريخ 18 و 19 تير ماه 1396، ايراد شده است.

لازم به ذكر است صرف انتشار اين متن از سوي سايت موسسه، به معناي تاييد تمام محتواي ارائه شده نمي باشد، اما بدليل احترام به حفظ حقوق رسانه اي افراد و رعايت اصول حرفه اي خبرنگاري تمام مطالب و مواضع بدون سانسور و تقطيع ارائه شده است.


حجة الاسلام و المسلمین دكتر سيد كاظم سيد طباطبايي در ابتدای این كارگاه دو روزه ضمن بيان مخالفت خود با عنوان طب اسلامي گفتند: من با عنوان طب اسلامي مخالف هستم. يعني بنده نميپذيرم كه  هدف دين و شريعت در درانداختن نظامي بعنوان نظام پزشكي باشد. من اساسا با اين عنوان طب اسلامي مشكل دارم، اگر چه در سالهاي اخير واژه طب اسلامي بسيار رواج پيدا كرده است و البته پيشينه اي هم ندارد.

 

 وی در ادامه ی سخنراني خود به تبين جدايي نظام پزشكي از دين و شريعت پرداخته و گفتند:‌ مثلا ما در روايات كسي به نام ابو عمر متطبب داريم كه پزشك و از اصحاب امام صادق عليه السلام بوده است. در روايت است كه او خدمت امام صادق عليه السلام ميرسد و سوال از طب و طبابت ميپرسد و ميگويد: «من پزشكم و طبابت ميكنم، دوا ميدهم و نيشتر ميزنم و طبم طب عربي است» جالب است كه حتي امام عليه السلام هم هرگز او را به خاطر طب عربي مواخذه نميكند. في المثل نميفرمايند كه طب عربي ديگر چيست؟ چرا نمي آيي از ما طب اسلامي ياد بگيري و ... . چرا امام نسبت به طب عربي موضع نگرفتند؟ چون اصلا اين دو حوزه (دين و نظام پزشكي) از هم جدا هستند. بنا بر اين عنوان طب اسلامي يك عنوان غلطي است و ويژگي هايي كه مرتبط با يك نظام پزشكي هست در مجموعه روايات شيعي نميبينم.

 

محقق حوزه علمیه با اشاره به حوزه و قلمروي شريعت گفت: حال سوال اين است كه حوزه و قلمروي دين كجاست؟ چه وظيفه اي برعهده دين است. در اين مورد سه رويكرد وجود دارد. يك رويكرد حداقلي است كه در دوره ما امثال آقاي ملكيان و سروش متفكران اين جريان هستند و بنا بر نظر اينها دين فقط در حد بعضي مسائل شخصي است. يك رويكرد ديگر هم نگاه حداكثري به دين است. اين گروه ها همه چيز را ديني ميبينند. يعني افزون بر اخلاق و فقه و عبادات ميآيند علومي مانند علوم انساني، پزشكي،‌ فيزيك، شيمي را هم با يك پسوند اسلامي، اسلامي ميكنند. معمولا كساني كه بحث طب اسلامي را معرفي ميكنند از دسته دوم هستند كه دين اسلام را يك دين حد اكثري و فراگير معرفي ميكنند. يك رويكرد ميانه هم داريم كه قالب علماي شاخص ما اين رويكرد را دارند كه دين را بايد در چهار چوب اهدافش بررسي كنيم.

 

 وی با اشاره به اينكه نظام سلامت و پزشكي هدف شريعت اسلام نبوده،گفت: اگر هدف دين اين باشد كه نظام سلامت و پزشكي هم طراحي كند، پس بايد در مورد تشخيص بيماري ها، علل امراض و... دستور العمل كامل داشته باشد كه بيماري را چگونه ميتوان شناخت و درمان كرد (و حال اينكه در مرويات ما چنين چيزي نيست). اما مرحوم علامه طباطبايي عقيده دارند كه وظيفه دين هدايت است. پس مبناي ما اين است كه دين متكفل هدايت است و لا غير.

 

استاد دانشگاه علوم و حديث، نسبت به پيش نياز هاي كار با روايات طبي خاطر نشان کرد: اگر كسي بخواهد در مورد روايات طبي كار كند، نياز به يكسري پيش نياز ها دارد و نميتواند به مجرد ديدن يك روايت كه ناظر به يك مسئله ي طبي است يا ناظر به دارو و خاصيت ميوه اي است، به آن عمل كند و به اسلام نسبت دهد. بايد حداقل چند ده سال اين پيش نياز ها را آماده كرده باشد تا بتواند به روايات طبي ورود اجتهادي كند.

 

رئيس پژوهشگاه دانشگاه دار الحديث با اشاره به تفاوت بين سنت و حديث، عنوان کرد: سنت يعني «‌ ما صدر عن المعصوم عليه السلام» و حديث يعني «گزارش سنت». تفاوت حجيت در سنت و حديث اين است كه سنت چون واسطه نقل ندارد و در مقام مشافهه است، حجت است اما حديث چون واسطه در نقل دارد، حجت بودنش به وثوق مخبرين است.

 

وی در نقد رجوع به برخی از منابع حديثي عنوان كرد: در اينجا بحث مهم شناخت دقيق منابع حديثي است. در مجموع در شيعه حدود 400 كتاب حديثي داريم كه از اعتبار يكسان برخورددار نيستند. همچنان كه سايت هاي اينترنتي از اعتبار يكسان برخوردار نيستند و نمي شود به همه آنها اعتماد كرد. اگر كسي بخواهد وارد حوزه منابع حديثي شيعه شود بايد واقعا منابع و مصادر حديثي شيعه را بشناسد. بنابراين اگر كسي بگويد من علاقه به طب اسلامي دارم و مثلا كتاب طب الائمه ابنا بسطام را ديدم و از آنجا حديث نقل كنم يا مثلا در كتاب كافي فلان روايت طبي هست و از آنجا روايت نقل كنم، اين دو كتاب خيلي با هم تفاوت دارند و اصلا نميشود با همه منابع حديثي با يك حد اعتبار نگاه كرد.

 

ايشان در ادامه بحث، درباره منابع و مصادر حديثي ابراز داشتند: مثلا كتاب كافي بعنوان مهم ترين كتاب حديثي شيعه ميتواند منبع مهمي براي احاديث طبي باشد. جناب كليني در مدرسه حديثي قم كتاب كافي را نوشته است و البته ميدانيد كه مدرسه حديثي قم از سخت گير ترين مدارس حديثي نسبت به اعتبار سنجي روايات بوده است. جناب كليني هم از اوثق ترين محدثين بوده اند. خب كتابي با اين خصوصيات خيلي تفاوت دارد با كتابي مثل كتاب ابنا بسطام نيشابوري كه اصلا در مجامع حديثي ما شناخته شده نيست و هيچ جايگاهي ندارد. يا مثلا كتاب حديثي كه نزديك به زمان صدور است با كتابي كه در قرن 8 نوشته شده بسيار متفاوت است.

 

محقق و پژوهشگر حوزه ی علمیه با اشاره به وجود قضاياي حقيقيه و خارجيه در روايات طبي، عنوان کرد: نكته اي كه در فهم روايات طبي خيلي تاثير گزار است، توجه به قضاياي حقيقيه و خارجيه است. مثلا امام صادق عليه السلام به علي بن يقطين كه صدر اعظم هارون الرشيد بود نامه نوشتند كه از اين به بعد وضويت را به طريق اهل سنت بگير. خب او هم طبيعتا بايد بدون چون و چرا به اين دستور امام عمل ميكرد كه البته هم عمل كرد. حال سوال اين است كه من و شما ميتوانيم بدون معيار و بدون ملاك بگوييم چون امام كاظم عليه السلام به علي بن يقطين نامه نوشتند كه وضويت را به طريق اهل سنت بگير، پس وضو گرفتن طبق روال اهل سنت درست است و ما بايد آنگونه وضو بگيريم؟! قطعا نه. چون اين قضيه ي خارجيه و شخصيه است. يعني ناظر به زمان و مكان و نسبت به شخص خاصي است.

 

وي ادامه داد: مثالي ديگر اينكه عده اي آمدند نزد امام علي عليه السلام و گفتند كه چرا شما محاسنتان را خضاب نميكنيد در حالي كه پيامبر صلي الله عليه و آله فرمودند: « همه محاسن خود را خضاب كنند ». امام علي عليه السلام فرمودند: پيامبر ص در دو جا فرمودند محاسن را خضاب كنيد، يكي در زماني بود كه آمدند مدينه و چون محاسن بلند و سفيد نماد يهودي ها بود فرمودند همه محاسن را خضاب كنند تا شباهت به يهودي هاي نداشته باشيد. مرتبه دوم در جنگ بدر بود كه حضرت فرمود براي رعب دشمن كه سپاه اسلام سپاه جوان به نظر بيايد همه محاسن را رنگ كنند. در واقع امام علي عليه السلام با اين حديث ميفرمايند كه اين روايت قضاياي خارجيه و شخصيه است نه حقيقيه. يعني مختص آن دو مورد بوده است و استحباب عمومي ندارد.

 

ايشان در ادامه بحث با پرداختن به مثالي ديگر در حوزه روايات شخصيه، خاطر نشان كردند: در كتاب شريف كافي آمده است فردي به نام خالد آمد پيش امام صادق عليه السلام عرض كرد: شَكَوْتُ إِلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع وَجَعَ‏ بَطْنِي‏ فَقَالَ لِي خُذِ الْأَرُزَّ فَاغْسِلْهُ ثُمَّ جَفِّفْهُ فِي الظِّلِّ ثُمَّ رُضَّهُ‏ وَ خُذْ مِنْهُ فِي كُلِّ غَدَاةٍ مِلْ‏ءَ رَاحَتِكَ وَ زَادَ فِيهِ إِسْحَاقُ الْجَرِيرِيُّ تَقْلِيهِ قَلِيلًا وَزْنَ أُوقِيَّةٍ وَ اشْرَبْهُ. اين روايت از كتاب كافي است. با اين كه اين روايت معتبر است اما چون قضيه شخصيه است نميتوانيم به آن استناد كنيم. چون مريضي و بيماري جناب خالد كه در اين روايت آمده است مشخص نيست تا دليل دل درد جناب خالد مشخص شود و ما بتوانيم دارويي كه امام براي او تجويز كرده است را براي همه استفاده كنيم. لذا با وجود اعتبار روايت هم حتي اين روايت كاركردي براي ما ندارد.

 

حجة الاسلام و المسلمین دكتر سيد كاظم طباطبايي در ادامه اين نشست نسبت به تعداد روايات موجود در حوزه پزشكي، گفتند: ما در موسسه دارالحديث يك مجموعه اي گرداوري كرديم كه روايات صحيح و غير صحيح را جمع آوري كرديم. حدودا 6 هزار روايت غير تكراري در حوزه طب داريم. البته فارغ از مستند بودن و يانبودن و يا درست و غلط بودن اين روايات. يعني 6 هزار روايت طبي بصورت كلي در حوزه طب موجود است. از اين 6 هزار روايت طبي حدود 15 درصدش سند دارد. يعني كمتر از هزار روايت است كه سند دارد باز هم فارغ از سند معتبر و غير معتبر. بلكه بصورت عمومي كمتر از هزار روايت طبيِ سند دار داريم. پس نزديك به 85 درصد روايات باب طب اساسا سند ندارد. خب از اين تعداد كمتر از هزار روايت حدود 5 درصد، سند صحيح دارند. يعني از كل روايات پزشكي كمتر از 5 درصد آن سند معتبر دارد و معمولا اين احاديث هم در كتاب كافي است. اين 5 درصد هم عموما در مورد خواص خوراكي هاي هستند يعني نه در تشخيص بيماري فايده اي دارد و نه در درمان فايده اي دارد.

 

وي افزود: اگر بخواهيم سند محور بحث كنيم به اين تعداد روايت بيشتر نميرسد. البته ما راه هايي غير از سند هم براي اعتبار سنجي روايات طبي داريم كه بعدا مطرح ميكنيم.

 

ايشان با اشاره به گسترده نبودن روايات طبي، افزودند: درمورد گستره روايات پزشكي ما روايات متنوع در مورد درمان امراض بسيار كم داريم و اتفاقا در مجموع روايات، اندك ترين روايات درمورد درمان است و بيشتر روايات در باب خواص خواركي ها و يا دستورات عمومي سلامتي و پيشگيري از درمان است.

 

وي ادامه داد: يعني در روايات ما از 6 هزار روايتي كه موجود است اگر بخواهيم روايات معتبري كه مربوط به بحث درمان امراض است را جدا كنيم كمتر از يك درصد است يعني كمتر از 60 روايت در حوزه درمان داريم. حالا مشاهده ميكنيد كه چرا بنده ميگويم ما طب اسلامي نداريم! چون وظيفه ي دين اين نيست كه بيايد درمان جسم مردم را بعهده بگيرد.

 

محقق و پژوهشگر حوزه ی علمیه با اشاره به تفاوت آب و هوايي مكه و مدينه، عنوان کرد: با توجه به تفاوت منطقه ها دستورات طبي هم متفاوت ميشود. مثلا نمي شود همه دستورات طبي مربوط به مكه و مدينه را نسبت به  همه مكان ها تعميم داد. يكي از مثال هاي اين مسئله دستوراتي است كه ائمه عليهم السلام نسبت به خوردن نمك قبل و بعد غذا دادند. از همه ائمه عليهم السلام هم روايت داريم و روايات نمك خوردن متواتر است. من يكي از احتمالاتي كه در باب اين روايات نمك خوردن ميدهم اين است كه چون منطقه مكه و مدينه بسيار هوا گرم بوده و تعريق بدن بالا بوده است لذا ائمه عليهم السلام براي جبران نمك از دست رفته بدن، توصيه ميكردند كه مردم نمك اول و اخر غذا بخورند لذا اين احاديث در آن مناطق و با توجه به آب و هواي آن زمان صادر شده است.

 

وي ادامه داد: ما بايد با مواجهه با روايات طبي عالمانه برخورد كنيم. ما بايد مواجه ضابطه مند داشته باشيم. يعني در نحوه جمع آوري روايت بايد آزمايش باليني و نتيجه گيري وجود داشته باشد.

 

اين محقق حوزه علميه ابراز داشت: مشكل الان در روايات طبي همين است كه مواجه علمي و ضابطه مند نداريم. افراطي كه در حال حاضر با آن مواجه هستيم اين است كه بعضي آمده اند به متون ديني نگاه صد در صدي و مقدسانه داشته اند. بعبارت ديگر بعضي اعتماد بي ضابطه به روايات دارند. هر چيزي كه عنوان روايت دارد به آن عمل ميكنند.

 

وي افزود: الان در مجموعه هاي كه بعنوان طب اسلامي و روايات طبي مطرح مي شود، يك روايت را ميگيرند و چقدر درباره آن تعريف و تمجيد و توضيح ميدهند بدون اينكه آن را اعتبار سنجي كرده باشند و يا مدلول آن را درست فهميده باشند.

 

ايشان در ادامه نسبت به كار پژوهشي و عالمانه در حوزه روايات طبي، گفتند: ما معتقديم بايد براي جمع آوري روايات طبي كارهاي عالمانه و پژوهش محور انجام شود و در مرحله بعد از اعتبار سنجي روايات بايد احاديث مورد آزمايش قرار گيرند. حال اينكار بعده پزشكان است و اين پروژه بايد با تركيبي از حوزه و دانشگاه علوم پرشكي ها انجام شود. بعد از اينكار ها ميتوانيم نتيجه بگيريم كه فلان روايت از امام صادر شده است يا نه.

 

وي در انتهاي بحث ابراز داشتند: يكي از مشكلات بزرگ ما اينست كه فقها و علماي شاخص هيچگاه وارد روايات طبي نشدند تا سره و ناسره كنند، مثلا روايات فقهي مدير و سامانده آن فقها بوده اند اما هيچگاه روايات پزشكي ما مدير و سامان ده نداشته است.

 


منبع: گزيده اي از سخنراني استاد طباطبايي در كارگاه دو روزه نظام سلامت در اسلام كه به صورت عمومي در دانشگاه علوم پزشكي قم و در جمع برخي از محققين دانشگاهي و حوزوي ايراد شده است.

لازم به ذكر است صرف انتشار اين متن از سوي سايت موسسه، به معناي تاييد تمام محتواي ارائه شده نمي باشد، اما بدليل احترام به حفظ حقوق رسانه اي افراد و رعايت اصول حرفه اي خبرنگاري تمام مطالب و مواضع بدون سانسور و تقطيع ارائه شده است.  

 

 

  1. admin می‌گه:

    سلام علیکم

    از اینکه دکتر بزرگوار اسماعیلی قابل دانسته و مطالبی را در نقد اقای طباطبایی مرقوم نمودند تشکر میکنیم

     

  2. دکتر سید سعید اسماعیلی می‌گه:

    جناب آقای طباطبایی ادعایی مطرح کرده اند که حوزه دین و طب جدا هستند. اما دلیلی عقلی یا نقلی برای این مدعا ابراز نکرده اند.به روایتی اشاره کرده اند که امام با طب عربی مخالفت نکرده اند اما روایات دیگر مثل مناظرات امامان با برخی اطباء را از نظر دور داشته اند. در این مناظرات امام نقص دانش طبیب و کمتال دانش خود در طب و کلیات و اصول طب خود را بیان می کنند. استاد محترم آیا برای طرح علمی این موضوع لازم نیست مجموعه روایات یا به اصطلاح خانواده حدیث را جمع کرد و بعد بحث کرد. از آماری که در مورد احادیث فرموده اید بر اساس سند 300 حدیث صحیح السند داریم. این مقدار برای بنده نوید بخش ایجاد یک مکتب طبی است چون معصومین اصول را فرموذ=ده اند و از این اصول فروعات مختلفی به دست می آید. از فرمایشاتتان پیداست که طب را با درمان مساوی میدانید در حالی که بخش اصلی طب حوزه پیشگیری اعم از تغذیه و سبک زندگی است . فرموده اید که سنت قابل اتکاست پس نگاهی به سننا لنبی علامه طباطبایی بیاندازید تا سنت های بهداشتی و درمانی پیامبر اکرم را ملاحظه کنید

  3. لیلی عبداللهی می‌گه:

    سلام علیکم جناب دکتر ضیائی آفرین بر شجاعتتان حتما حرف برای گفتن دارید که اینگونه شجاعانه اعلام مناظره زنده و بدون سانسورنموده اید واقعاً امیدواریم بزرگوارانی که اینچنین یک طرفه به کرسی قضاوت می نشینند با این پیشنهاد دلیرانه شما موافقت نموده و یک مناظره ترتیب دهند ان شاءالله به شرط شجاعت و آمادگی

  4. دکتر حمید رضا ضیائی می‌گه:

    سلام علیکم جناب آقای طباطبایی عزیز : لطفاً مناظره علمی بگذارید و البته فقط پخش زنده تا با صدها و هزاران دلیل علمی ثابت کنم که طب اسلامی در کدام آیات قرآن و به تبع آن در فرمایشات گهربار ائمه معصومین علیه السلام آمده است. قطعاً حقیر فقط در مناظره پخش زنده شرکت خواهم کرد و از طرف شما هم هر تعداد از آقایان و بانوان مخالف طب اسلامی میخواهند حضور پیدا کنند آزاد است. منتظر موافقت حضرت عالی و دوستان محترم برای مناظره هستم. یا علی مدد

  5. عباس زادگان می‌گه:

    احسنت زنده باد. باید بساط کاسبی بنام دین را جمع کرد.

- پیوندها:
- ارتباط مستقیم با معاونت ارتباطات:
امارگیر وبلاگامارگیر سایتتقویم و ساعت
مشاهده آمار وبسایت
تماس با ما:
آدرس:
قم - خیابان صفاییه - کوچه 15
تلفن:
09107555328
پست الکترونیکی:
Tebona@chmail.ir
سامانه پیامکی :
216 54 5000
طراحی :
برگرفته شده از موسسه فقاهت