منو
خانه / ويژه احياي علم «فقه الطب» و «طب» در حوزه / بعضی میخواهند به هر بهانه ای باب روایات طبی را ببندند.
تاریخ آخرین بروزرسانی: 19 آگوست 2017 در 7:24 ب.ظ
📣. سخنرانی/ حجت الاسلام دکتر خسروپناه:

بعضی میخواهند به هر بهانه ای باب روایات طبی را ببندند.

متن پيشرو گزيده اي از سخنراني حجت الاسلام دكتر خسروپناه، رئيس موسسه حكمت و فلسفه ايران و استاد فلسفه و عرفان حوزه علميه است. اين سخنراني در دوره ”مطالعات میان رشته ای سلامت و دین، چالش ها و نیازها” در دانشگاه علوم پزشكي قم‏‏‏ به تاريخ 28 مرداد 1396 ايراد شده است.

لازم به ذكر است صرف انتشار اين متن از سوي سايت موسسه طبنا، به معناي تاييد تمام محتواي ارائه شده نمي باشد، اما بدليل احترام به حفظ حقوق رسانه اي افراد و رعايت اصول حرفه اي خبرنگاري تمام مطالب و مواضع بدون سانسور و تقطيع توسط واحد پشتيباني معاونت پژوهش موسسه تدوين و پياده شده است.


 

حجة الاسلام و المسلمین خسروپناه در ابتدای این نشست با تشكر و قدر داني از همه عزيزاني كه به مقوله دين و سلامت ميپردازند، عنوان کرد:

بعنوان مقدمه عرض ميكنم بخشي از مباحث ديني بدون ترديد با طب ارتباط دارد، مباحثي مثل اخلاق پزشكي و فقه پزشكي كه بسياري از بزرگان مقالات متعدد در اين مورد نوشته اند بي شك با شريعت در ارتباط است. مثلا يكي از كتاب هاي مهم در فقه پزشكي كتاب الكلمات السديده از آيت الله مومن است. البته مقالات متعدد در باب فقه پزشكي نوشته شده است چون فقه روشش اجتهادي است، در واقع ميخواهد به حلال و حرام ها بپردازد، در مورد مسائلي مثل لقاح مصنوعي، رحم اجاره اي، مرگ مغزي، پيوند اعضاء و ... و يا مسائلي كه مربوط به اخلاق پزشكي ميباشد كه برگرفته از اخلاق اسلامي است. در اين زمينه هم كارهايی انجام شده اما به اندازه فقه پزشكي نيست.

 

 

وی در ادامه ی بحث به جريان شناسي گروه هاي فعال در عرصه طب پرداخت و گفت:

در باب جريان شناسي گروه هاي فعال در عرصه طب بايد گفت كه اساسا اين جريانات به دو گروه عمده تقسيم ميشوند. گروه اول سامانه حاكم بر نظام سلامت كشور است كه شامل تمامي دانشگاه هاي علوم پزشكي كشور و زير مجموعه هاي آن ميشود. از مباحث بهداشتي و درماني گرفته تا مسائل مربوط به پيشگيري.اين طب يك سير پانصد ساله موثري داشته است و از يك مقبوليت عمومي برخوردار است و عمدتا هم پارادايم حاكم بر اين طب، از يك نگاه انسان محورانه و تجربه گرايانه نشات گرفته است و تحت عنوان طب رايج، طب كلاسيك و ... شناخته ميشود. اين دسته تقريبا اعتقادي به طب سنتي و اسلامي ندارند و اساسا تفكر غالب بر وزارت بهداشت هم همين است. مثلا همين تنزل معاونت طب سنتي به اداره كل طب سنتي يكي از نمونه هاي مخالفت وزارت بهداشت با طب سنتي است.

 

 

محقق حوزه علمیه با اشاره به جريان دومي كه طب سنتي را قبول دارد، گفت:

جريان دوم جرياني است كه طب سنتي را قبول دارد. خود اينها هم به چند دسته تقسيم ميشوند، يك دسته معروف به طب سنتي، يا طب بقراطي، يا طب ايراني و حتي بعضي هم به آن طب اسلامي ميگويند كه منظورشان طب رايج در تمدن اسلامي است. اين طب مبتني بر اركان و اخلاط اربعه است و خاستگاه تمدني آن يونان باستان و ايران باستان است. اينها هم نگاه فيزيكال به انسان دارند و تا حدودي بعضي از ابعاد روحاني انسان را هم توجه دارند. همانطور كه گفتم اين گروه هم به چند دسته تقسيم ميشوند، يك گروه كساني هستند كه پزشكي كلاسيك را خوانده اند و در دوره هاي پي اچ دي طب سنتي مدرك گرفته اند، يعني كساني كه بعنوان پزشك و پيرا پزشك در چهار چوب مقررات و ضوابط كشور فعال هستند و تا آنجايي كه بنده مطلع هستم 17 دانشكده در كشور در حوزه طب سنتي فعال ميباشد.

 

 

وی با اشاره به گروه دومي كه طب سنتي را قبول دارد، گفت:

گروه ديگري كه معتقد به طب سنتي است گروه هاي غير پزشك هستند. اينها فاقد تحصيلات پزشكي هستند و البته بعضي از اينها اساسا فاقد دانش طب سنتي هم هستند و البته بعضي از آنها هم واقعا دانش كافي را دارند. اين گروه در كشور در حال تدريس و حتي تجويز نيز هستند. مثلا بعضي از اينها توانسته اند موسساتي هم راه بيندازند مثل موسسه پيك شفاي اصفهان، حيات طيبه مشهد، موسسه تحقيقات حجامت و ... . اينها به طب سنتي قائل هستند كه بر اساس نظريات بوعلي سينا و بزرگان طب سنتي استوار است.

 

 

استاد درس خارج حوزه ی علمیه، با اشاره به دسته سوم از گروه دومي كه به طب سنتي قائل هستند، خاطر نشان کرد:

دسته سوم از كساني كه طرفدار طب سنتي به معناي عام هستند كساني هستند كه طرفدار طب اسلامي هستند. يعني كساني كه ميخواهند شناخت و درمان بيماري را از نصوص ديني استخراج كنند. اينها هم خودشان طيف هاي گوناگوني هستند. از كساني كه صرفا آموزش ميدهند تا كساني كه كار باليني انجام ميدهند و داروسازي دارند و تجويز ميكنند. اينها فقط به طبي كه مبتني بر نصوص ديني باشد قائل هستند. يعني ميگويند ما فقط و فقط بايد از متون روايي استفاده كنيم و نه طب جديد درست است و نه طب سنتي ابن سينا و زكريا رازي!

 

 

مدیر موسسه حكمت و فلسفه ايران در ادامه عنوان کرد:

اين گروه حتي ميگويد پيامبر اسلام (ص) و ائمه (ع) آمده اند كه با اين طب مدرن مخالفت كنند و به ما ياد دهند كه چگونه دارو بسازيم و چگونه درمان كينم و... . امروزه كساني كه قائل به طب اسلامي منحصر در كتاب و سنت هستند تعداد زيادي ندارند. شايد از بين شخصيت هاي مطرح يك يا دو نفر هم بيشتر نباشند، اما چون باب جديدي باز شده است همان يكي دو نفر قصه را تبديل به جريان طب اسلامي كرده اند.

 

 

وی در ادامه ضمن طرح يك سوال اساسي و مبتلابه، گفت:

سوال اساس و مبتلابه جامعه امروز ما اين است كه آيا دين ميتواند نقشي در شناخت بيماري ها داشته باشد يا خير؟ و يا راه درمان بيماري ها در دين و به طور خاص اسلام وجود دارد يا نه؟ اين سوالي است كه بر پرتوي پاسخ به آن بسياري از مشكلات فكري ما حل خواهد شد.

 

 

وی در نقد برخی ازكساني كه در حوزه طب مسلكي اخباري دارند، گفت:

در حال حاضر كساني در كشور هستند كه هر روايتي را ميگيرند و بدون بررسي سندي و دلالي آن را به همه تجويز ميكنند. اينان بدون اينكه توجه داشته باشند روايت براي چه شخصي و براي چه كساني با چه وضعيت زماني و مكاني صادر شده است، اين روايات را به همه تجويز ميكنند. البته بعضي هم افراط كرده و خيلي سريع و صريح وقتي با روايتي برخورد ميكنند تمام روايات را كنار ميزنند.

 

 

استاد خسروپناه در نقد كساني كه به محض برخورد با روايات آنها را كنار ميزنند، عنوان کرد:

مثلا افرادي كه مخالف طب اسلامي هستند وقتي با اين روايت كه پيامبر فرموده است: «المعده بيت كل الداء» مواجه ميشوند، بلافاصله ميگويند: «چون اين روايت شبيه به فلان دستور در منابع طب يوناني است پس معلوم ميشود كه مسلمانان آمده اند و آن مطلب را از بقراط و يا از كتب يوناني گرفته اند و بعد به اول جمله يك «قال رسول الله (ص)» اضافه كرده اند و آن را وارد منابع ديني كرده اند». اين رويه افراط فقط به اين دليل است كه مثلا اين جمله پيامبر (ص) شباهت دارد به فلان جمله بقراط.

 

محقق و پژوهشگر حوزه ی علمیه در نقد اين مسلك، عنوان کرد:

به نظر من اين خيلي ادعاي غير علمي است. اي بسا همان جمله را هم بقراط از انبيا (ع) سابق نقل كرده است. وقتي انسان پا بر عرصه زمين گذاشت قطعا همراه با او بيماري هم بوده است و قطعا خداوند نقش در پيدايش طب داشته است. اما اينكه كل طب را در دست ما گذاشته است يا نه، اين محل بحث امروز است. من احساس ميكنم بعضي به بهانه هايي ميخواهند باب روايات سلامت را ببندند. من ميخواهم بگويم كساني كه به هر روايتي تمسك ميكنند بدون درنظر گرفتن سند و دلالت همچنين كساني كه ميخواهند روايات طبي و سلامت را حذف كنند، هردو غلط است.

 

 

وی در ادامه گفت:

گاهي بعضي بين فقه پزشكي و علم پزشكي خلط هايي ميكنند، مثلا بعضي قواعدي كه مربوط به علم اصول است را تعميم داده اند و در حوزه علم پزشكي استفاده ميكنند.

 

 

ايشان با اشاره به اهميت مسئله روش شناسي علم،‌ ابراز داشتند:

مهم ترين مسئله در باب تحقيقات اسلام و پزشكي اين است كه اساسا با چه روشي بايد وارد اين مباحث شد. بنده معتقد به دو روش تحقيقات طب اسلامي هستم. روش اول، روش كاربست مباني اسلامي در علوم پزشكي است. ما در اسلام يك مباني و مفاهيم اساسي ديني داريم از جمله مباني انسان شناختي، هستي شناختي و ... . اگر پزشكان ما با اين مباني آشنا شوند و بدانند و نتايج اين مباني را در پزشكي به كار ببرند، احتمالا ميتوانيم به يك پارادايم جديدي در پزشكي برسيم. در پزشكي مدرن اساسا توجهي به عقبه ي علم ندارند، چون اساسا فلسفه علم ندارند. اساسا در دانشگاه هاي پزشكي ما درسي بعنوان فلسفه پزشكي مطرح نميشود.

 

 

وي در ادامه افزود:

هر دانشي يك معرفت شناسي مختص آن دانش را دارد. هر چند ما طلبه هاي فلسفه خوانده حق نداريم در مورد صحت و سقم پزشكي مدرن اظهار نظر كنيم، اما نسبت به مباني فلسفي پزشكي مدرن و مباني فلسفي آن ميتوانيم اظهار نظر كنيم. من ميتوانم بگويم اين پزشكي مبتني بر يك تعريف خاصي از انسان است و اگر تلقي ما از انسان و ساحت هاي آن تغيير كرد، تاثير در دانش پزشكي ما هم دارد.

 

 

ايشان با توجه به اهميت مسائل معرفت شناسانه در تحقيقات، افزودند:

حتي مباحث روانشناسي كه فرويد مطرح ميكند، مثل روان ناخودآگاه دقيقا در ساحت ماترياليستي است. اكثر تئوري هاي پرستاري و پزشكي مبتني بر مباني پوزيتيويستي است. يعني همين كه دانش پرستاري پيوند خورده با اگزيستانسياليسم، اساسا يك فضاي جديدي براي پرستاري باز شده است. خب چطور وقتي نوبت به انسان شناسي اسلامي ميرسد اينجا ديگر اجازه ورود به ما نميدهند؟ چطور اگزيستانسياليست ها اجازه دارند با تئوري هاي خود وارد دانش پرستاري و پزشكي بشوند اما ما طلبه ها حق نداريم كه تئوري هاي اسلامي را دراختيار يك استاد پرستاري بدهيم؟

 

 

ايشان با اشاره به روش دوم يعني روش اجتهادي افزودند:

روش دوم روش اجتهادي است. با اين روش بايد آيات و روايات طب را با روش اجتهادي بررسي كنيم. بنده هر چه استقراء كردم و روايات را ديدم، عمده روايات ما در باب طب و سلامت، مربوط به سبك زندگي است. يعني چطور زندگي كنيم كه سالم بمانيم و آن رواياتي هم كه براي درمان و كارهاي باليني هستند عمدتا دچار اشكال است.

 

ايشان ادامه دادند:

حالا فرض كنيد ما روايتي پيدا كرديم كه سندا و دلالتا تام و تمام بود و يك بيماري را و نحوه درمانش را به ما ياد داد. من معتقدم بعد از طي كردن روش اجتهادي كه حجيت سند و فهم روشن شد، تازه با يك اشكال جدي روبرو هستيم كه شيخ صدوق مطرح كرده است. و آن اين است كه از كجا ميگوييد كه اين عموميت دارد؟ شايد ناظر به محيط خاصي است؟ لذا چاره اي نداريم جز اينكه آن روايات را هم تست تجربي كنيم و در كار باليني آزمايش كنيم.

 

 

ايشان با انتقاد از كساني كه از طب اسلامي دفاع ميكنند، افزودند:

آقاياني كه از طب اسلامي دفاع ميكنند عمدتا گرايش هاي اخباري مسلكانه دارند. البته فرقشان با اخباري هاي دوره صفويه اين است كه آنها ميگفتند در جايي كه نص نيست ما به احتياط عمل ميكنيم اما آقاياني كه الان هستند ميگويند ما به برائت عمل ميكنيم.

 

 

وي ادامه داد:

من معتقدم حتي آيات و رواياتي هم كه در باب طب و سلامت بيان شده اند فقط به فرضيه سازي كمك ميكند. مثلا روايت داريم كه همراه غذا «الحبه السودا» هم مصرف كنيد. خب ما نميدانيم سياهدانه که در آن فضاي قديم تاثير گذار بوده است آیا در همين فضاي امروز هم تعمييم پذير است؟ لذا ما معتقديم روايات ناظر به پيشگيري هم بايد در بوته آزمايش قرار بگيرند. به تعبير ديگر نميشود از اطلاق و عموم روايت استفاده كرد. در واقع روش اجتهادي كمك ميكند به اينكه ما فرضيه هاي مدللي داشته باشيم كه بعد در بوته تجربه و آزمايش قرار بگيرد. الحمد لله فقهاي امروز ما اين ديدگاه را ندارند كه از اين روايات طبي بخواهيم پزشكي اسلامي خارج كنيم.

 


منبع: صوت سخنرانی استاد خسروپناه

  

- پیوندها:
- ارتباط مستقیم با معاونت ارتباطات:
امارگیر وبلاگامارگیر سایتتقویم و ساعت
مشاهده آمار وبسایت
تماس با ما:
آدرس:
قم - خیابان صفاییه - کوچه 15
تلفن:
09107555328
پست الکترونیکی:
Tebona@chmail.ir
سامانه پیامکی :
216 54 5000
طراحی :
برگرفته شده از موسسه فقاهت