منو
خانه / ويژه احياي علم «فقه الطب» و «طب» در حوزه / بررسی اجتهادی احادیث «عدس» در روایات ائمه (ع).
تاریخ آخرین بروزرسانی: 10 آگوست 2017 در 5:12 ق.ظ
📣. یادداشت/ حجت الاسلام محمد سوری:

بررسی اجتهادی احادیث «عدس» در روایات ائمه (ع).

متن پیش رو یادداشت اختصاصی حجت الاسلام استاد محمد سوری در خصوص احادیث مرتبط با عدس میباشد. در این یادداشت که با نگاهی فقاهی به احادیث این باب نگارش شده است، نگارنده پس از بررسی های روایی و حدیث شناسانه به این نتیجه رسیده است که، روایات ائمه (ع) که با لفظ عدس وارد شده است دچار یک سوء برداشت و استنباط غلط و سطحی شده است و در واقع مقصود ائمه ع از عدس همان نخود بوده است.  ایشان از مدرسین حوزه و اساتید علوم قرآن و حدیث حوزه علمیه قم و از مولفین و پژوهشگران حوزه روایات طبیست.


 

همانطور که میدانید امروزه عدس کاربرد فراوانی در تغذیه ما دارد و استفاده از آن با توجیهات روایی و طبی رو به گسترش گذاشته است. اما ادله روایی و شواهد طبی خلاف این مطلب است.

 

در ابتدا روایات عدس بیان میشود:

 :1عَنِ السَّكُونِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع أَکْلُ الْعَدَسِ یُرِقُّ الْقَلْبَ وَ یُكْثِرُ الدَّمْعَةَ. 1

امام صادق ع :امام علی ع: خوردن عدس رقت قلب می آورد و گریه را زیاد میكند.

 

 :2عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ زَیْدٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: شَكَا رَجُلٌ إِلَى نَبِیِّ اللَّهِ ص قَسَاوَةَ الْقَلْبِ فَقَالَ لَهُ عَلَیْكَ بِالْعَدَسِ فَإِنَّهُ یُرِقُّ الْقَلْبَ وَ یُسْرِعُ الدَّمْعَةَ. 2

امام صادق ع :مردی به رسول خدا ص از قساوت قلب شكایت کرد. حضرت فرمود: عدس بخور چرا که دل را نازک و اشك را روان میسازد.

 

 :3عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ فُرَاتِ بْنِ أَحْنَف أَنَّ بَعْضَ بَنِی إِسْرَائِیلَ شَكَا إِلَى اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ قَسْوَةَ الْقَلْبِ وَ قِلَّةَ الدَّمْعَةِ فَأَوْحَى اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَیْهِ أَنْ کُلِ الْعَدَسَ فَأَکَلَ الْعَدَسَ فَرَقَّ قَلْبُهُ وَ جَرَتْ دَمْعَتُهُ. 3

فرات گوید :عده ای از بنی اسرائیل از قساوت قلب و کمی اشك به خداوند شكایت کردند. پس خداوند به او وحی کرد که عدس بخور. پس عدس خورد و دلش نازک و گریه اش جاری گشت.

 

شرح روایات عدس:

به نظر میرسد بنا بر متن و محتوی روایات و با صرف نظر از اشكالات رجالی و اضطراب متن در روایت سوم ، بلا اشكال است که مفرده ای به نام "عدس" چنین خواصی دارد.

به نظر میرسد همینجا مطلب تمام است و جایی برای طرح اشكال نیست. اما وقتی به خواندن احادیث بیشتری در مورد عدس میپردازیم متوجه نكته ای میشویم که لزوم کشف ادبیات ویژه ائمه ع را حتی در مثل چنین مفردات و کلماتی روشن میكند. 5

 

به احادیث زیر دقت کنید:

 :1عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفَیْضِ قَالَ: أَکَلْتُ عِنْدَ أَبِی عَبْدِ اللَّه ع مَرَقَةً بِعَدَسٍ فَقُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاکَ إِنَّ هَؤُلَاءِ یَقُولُونَ إِنَّ الْعَدَسَ قَدَّسَ عَلَیْهِ ثَمَانُونَ نَبِیّاً قَالَ کَذَبُوا لَا وَ اللَّهِ وَ لَا عِشْرُونَ نَبِیّاً وَ رُوِی أَنَّهُ یُرِقُّ الْقَلْبَ وَ یُسْرِعُ الدَّمْعَةَ . 6

محمد بن فیض: نزد امام صادق ع خورشتی با عدس خوردم. پس گفتم: اینان میگویند: هشتاد پیامبر دعا به پاکی و مبارکی آن کرده اند: حضرت فرمود: دروغ میگویند. نه ، به خدا قسم بیست پیغمبر هم چنین نكرده اند: کلینی گوید: و روایت شده که آن دل را نازک و اشك را روان میكند.

 

شرح حدیث اول:

أَکَلْتُ عِنْدَ أَبِی عَبْدِ اللَّه ع مَرَقَةً بِعَدَسٍ: مقصود از عدس در این تعبیر همان عدس رایج است. چرا که کلام راوی است و استعمال امام نیست.

إِنَّ هَؤُلَاءِ یَقُولُونَ: مقصود عامه است.

کَذَبُوا لَا وَ اللَّهِ وَ لَا عِشْرُونَ نَبِیّاً: مقصود اهل سنت است و مقصود از "بیست پیامبر هم نگفته اند" نوعی اصطلاح عرفی در تاکید نفی است به معنی آنكه هیچ پیامبری نگفته است. نه آنكه مقصود آن باشد که دروغ عامه در روایت این مطلب تنها در اشتباه گفتن تعداد پیامبران بوده است.

درست مثل اینكه کسی مطلب کاملا غلطی را به شما بگوید و بگوید هزار نفر آن را تایید کرده اند و شما در جواب بگویید ده نفر هم تایید نكرده اند. چه اینكه علم انبیاء در اختیار ائمه ع است و هر چه را ایشان میدانسته و یا تایید کرده اند نزد ائمه ع است.

قابل ذکر است که در اینجا امام نیز در مورد همان عدس رایج صحبت میكند و آن را قصد کرده است.

وَ رُوِی أَنَّهُ یُرِقُّ الْقَلْبَ: این کلام شیخ کلینی ره است که روایت فوق را در باب عدس رایج بین الناس آورده است و سپس با بخشی از روایات دیگر تتمه زده است. یعنی برداشت کلینی این بوده که عدس مورد سفارش در خواص رقت قلب و گریه همان عدسی است که در این روایات آمده است حتی اگر تقدیس و برکت انبیاء را نداشته باشد. این تتمه در حقیقت خواسته بگوید که عدم دعای انبیاء ع باعث نشود که عدس را رها کنیم چرا که در روایات دیگر خواص دیگری برای آن بیان شده است. البته آن را با لفظ "روی" آورده که تا حدی دال بر ضعف مطلب یا تردید مولف باشد.

 

 :2 عَنْ مُعَاوِیَةَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع إِنَّ النَّاسَ یَرْوُونَ أَنَّ النَّبِیَّ ص قَالَ إِنَّ الْعَدَسَ بَارَکَ عَلَیْهِ سَبْعُونَ نَبِیّاً فَقَالَ هُوَ الَّذِی یُسَمُّونَهُ عِنْدَکُمُ الْحِمَّصَ وَ نَحْنُ نُسَمِّیه الْعَدَس . 7

راوی به امام صادق ع عرض میكند: مردم روایت میكنند که پیامبر ص فرموده هفتاد پیامبر برای برکت و فراوانی عدس دعا کرده اند. پس حضرت فرمود: آن همان چیزی است که شما نخود مینامید و ما )اهل بیت و انبیاء (به آن عدس میگوییم.

 

شرح حدیث:

إِنَّ النَّاسَ یَرْوُونَ أَنَّ النَّبِیَّ ص قَالَ: مقصود عامه است نه عموم شیعیان که گاها متبادر به ذهن میشود. این روایت هنوز در کتب ایشان موجود است. 8

فَقَالَ هُوَ الَّذِی یُسَمُّونَهُ عِنْدَکُمُ الْحِمَّصَ: دلالت دارد که روایت عامه درست است و در جمع با روایت اول که نسبت کذب به ایشان میداد، به نظر میرسد مقصود آن است که آنها از روز اول عامدانه عدس را بد معنا کردند و به جای چیز دیگری نشاندند هر چند ظاهر خود حدیث را حفظ کرده اند.

نَحْنُ نُسَمِّیه الْعَدَسَ: یعنی اسم این دانه نزد ما اهل بیت ع عدس است هر چند شما آن را نخود مینامید. این حدیث دلالت بر ادبیات خاص انبیاء و ائمه ع در استعمال این ریشه و لفظ برای این ماده خاص دارد.

 

 :3 عَنْ رِفَاعَةَ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع یَقُول إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى لَمَّا عَافَى أَیُّوبَ ع نَظَرَ إِلَى بَنِی إِسْرَائِیلَ قَدِ ازْدَرَعَت فَرَفَعَ طَرْفَهُ إِلَى السَّمَاءِ وَ قَالَ إِلَهِی وَ سَیِّدِی عَبْدُکَ أَیُّوبُ الْمُبْتَلَى عَافَیْتَهُ وَ لَمْ یَزْدَرِعْ شَیْئاً وَ هَذَا لِبَنِی إِسْرَائِیلَ زَرْعٌ فَأَوْحَى اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَیْهِ یَا أَیُّوبُ خُذْ مِنْ سُبْحَتِكَ کَفّاً فَابْذُرْهُ وَ کَانَتْ سُبْحَتُهُ فِیهَا مِلْحٌ فَأَخَذَ أَیُّوبُ ع کَفّاً مِنْهَا فَبَذَرَهُ فَخَرَجَ هَذَا الْعَدَسُ وَ أَنْتُمْ تُسَمُّونَهُ الْحِمَّصَ وَ نَحْنُ نُسَمِّیهِ الْعَدَسَ. 9

رفاعه گوید: شنیدم امام صادق ع میفرمودند: وقتی خداوند تبارک و تعالی ایوب ع را عافیت بخشید ایوب به بنی اسرائیل نگاه کرد که زراعت کرده اند. پس سر به آسمان بلند کرد و عرضه داشت: معبود و آقای من، ایوب مبتلا را عافیت بخشیدی و هیچ نكاشته ولی بنی اسرائیل زراعت کرده اند ) ومعاش ایشان تامین است( پس خداوند به ایوب وحی کرد: ای ایوب از تسبیحت کف دستی بردار و آن را بكار. و در تسبیح ایوب نمك وجود داشت. پس ایوب ع کف دستی از آن را برداشت و )در زمین( کاشت و همین عدس از آن رویید که شما به آن نخود میگویید و ما ) اهلبیت و انبیاء( آن را عدس مینامیم.

 

اشكال:

شاید کسی بپرسد چرا امام ع مقصود خود را توضیح نداده و وقتی از احتمال اشتباه مردم خبر داشته بیان واضح تری از کلام خود نكرده اند:

جواب:

اولا: اصل چنین اشكالی را نمیپذیریم چرا که امام ع نشانه و اثری باقی میگذارد تا کسی که اهلیت دارد به مقصود امام فیما اختلف فیه برسد و در ما نحن فیه خاصة چنین بوده است.

ثانیا: بر مردم واجب بوده که سوال بپرسند و بر اهل بیت ع واجب نیست که جواب دهند. فضلا از اینكه در بسیاری موارد مردم حتی از سوال پرسیدن هم کوتاهی میكرده اند.

 

عَنِ الْوَشَّاءِ عَنْ أَبِی الْحَسَنِ الرِّضَا ع قَالَ سَمِعْتُهُ یَقُولُ قَالَ عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ ع عَلَى الْأَئِمَّةِ مِنَ الْفَرْضِ مَا لَیْسَ عَلَى شِیعَتِهِمْ وَ عَلَى شِیعَتِنَا مَا لَیْسَ عَلَیْنَا أَمَرَهُمُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ أَنْ یَسْأَلُونَا قَال فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّکْرِ إِنْ کُنْتُمْ لاتَعْلَمُون فَأَمَرَهُمْ أَنْ یَسْأَلُونَا وَ لَیْس عَلَیْنَا الْجَوَاب إِنْ شِئْنَا أَجَبْنَا وَ إِنْ شِئْنَا أَمْسَكْنَا. 10

امام رضا ع: امام سجاد ع: بر ائمه چیزهایی واجب است که بر شیعیانشان واجب نیست و بر شیعیان چیزهایی واجب است که بر ما ) ائمه ( واجب نیست ) مثلا ( خدا به ایشان امر کرده که از ما سوال بپرسند. فرموده: پس از اهل ذکر بپرسید اگر نمیدانید. پس بر ایشان واجب کرده که از ما بپرسند و بر ما واجب نیست که جواب بدهیم .اگر بخواهیم جواب میدهیم و اگر بخواهیم دریغ میكنیم

 

ثالثا: این سبك از کلام و کم توضیح دادن مطالب در ادبیات ائمه ع رایج بوده است:

 :1عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفَضْلِ النَّیْسَابُورِیِّ عَنْ بَعْضِ رِجَالِهِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: سَأَلَهُ رَجُلٌ عَنِ الْجُبُنِّ فَقَالَ دَاءٌ لَا دَوَاءَ فِیهِ فَلَمَّا کَانَ بِالْعَشِیِّ دَخَلَ الرَّجُلُ عَلَى أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع فَنَظَرَ إِلَى الْجُبُنِّ عَلَى الْخِوَانِ فَقَالَ جُعِلْتُ فِدَاکَ سَأَلْتُكَ بِالْغَدَاةِ عَنِ الْجُبُنِّ فَقُلْتَ لِی إِنَّهُ هُوَ الدَّاءُ الَّذِی لَا دَوَاءَ لَهُ وَ السَّاعَةَ أَرَاهُ عَلَى الْخِوَانِ قَالَ فَقَالَ لِی هُوَ ضَارٌّ بِالْغَدَاةِ نَافِعٌ بِالْعَشِیِّ وَ یَزِیدُ فِی مَاءِ الظَّهْرِ. 11

مردی از امام صادق ع در مورد پنیر پرسید. پس حضرت فرمود: مرضی است که دوایی در آن نیست. پس چون هوا تاریك شد همان مرد بر امام صادق ع وارد شد و دید که پنیر بر سر سفره) ایشان( است. پس گفت: فدایت شوم صبح در مورد پنیر از شما پرسیدم به من فرمودید دردی است که دوایی ندارد و الان میبینم پنیر سر سفره هست. حضرت به من فرمود: آن برای صبح ضرر دارد و برای شب نافع است و آب کمر را زیاد میكند.

 

 :2عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ بَلَغَ بِهِ زُرَارَةَ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع جُعِلْتُ فِدَاکَ الشَّحْمَةُ الَّتِی تُخْرِجُ مِثْلَهَا مِنَ الدَّاءِ أَیُّ شَحْمَةٍ هِیَ قَالَ هِیَ شَحْمَةُ الْبَقَرِ وَ مَا سَأَلَنِی یَا زُرَارَةُ عَنْهَا أَحَدٌ قَبْلَكَ.

زراره: به امام صادق ع عرض کردم فدایت شوم )مقصودتان از ( شحمی که همسنگ خودش درد را از بدن خارج میكند کدام نوع شحم است؟ مقصود شحم گاو است. و هیچ کس پیش از تو درباره آن از من سوال نكرده بود.

 

نتیجه:

آنچه از روایات با لفظ عدس آمده درست است و دس و تحریف و تبدیلی در کار نبوده بلكه برداشت غلط از آن شده است و مقصود ائمه ع از آن همان نخود بوده است که باید از ایشان سوال میشد.

برای اثبات این مطلب در روش فقاهی، ادله طبی و شواهد دشمن شناسی نیز وجود دارد که برای پرهیز از

اطاله کلام از ذکر آن خودداری میكنیم. و الحمد لله

محمد سوری

ذی القعده  1438

 



تتمه:

براي روشن شدن بيشتر و از باب ارائه بعضي مويدات، تتمیم مقاله «عدس» به قرائن و ادله طبی به بيان زير ميباشد:

علت تسری تفسیر «نخود» از لفظ «عدس» از محتوی تقدیس به روایات خواص چیست؟

 

این مطلب را در روش فقاهی میتوانید جستجو کنید. در این روش بالاصاله متن استنباط، قرآن و حدیث و ابزار استنباط، عقل است. اما با استناد به جواز مستنبطه عقل از قرآن و سنت در هر علمی به تفکیک، و در هر بابی از آن علم به تفکیک و به تناسب شأن آن از قرائن تاریخی و تجربی و ... استفاده میشود. ما نحن فیه از مواردی است که بعد فحص و کشف ادبیات ائمه (عليهم السلام) و پی بردن به نظرات و استعمالات ایشان در موردی که خواص تجربی مشافهةً و عینا قابل رویت بوده است بالجواز این برداشت میشود که وقتی خواص طبی عدس متعارف با خصوصیات رقت و کثرت بکاء همخوانی ندارد و در موردی که صحبت از علم طب است و آثار اشیاء در دنیا قابل رویت و رصد است 13 و صدور حدیث از امام اگر با فهم غلطی همراه شده باشد مورث بدبینی به امام است و احتمال معنای دوم نیز از سوی خود احادیث مطرح شده است، اجازه داریم که از تجربه قطعی 14 به عنوان قرینه در فهم حدیث کمک بگیریم تا آسیبی متوجه حدیث نشود.

عدس نه بالخاصیه و از حیث مواد موثره و نه از حیث کیف و ماده ارتباطی با تولید اشک و رقت قلب ندارد.

اطباء بین مزاج قطره اشک و کیفیت اثری که اشک بعد خروج خود بر بدن میگذارد و بین اشک شادی و اشک غم و بین اشک غم برای دنیا و اشک غم برای عقبی تفاوت قائل اند 15. البته مراد این دسته از احادیث طبیعتا قسم اخیر است. علی ای حال بدن برای تحریک و توان برای چنین گریه ای به حرارت و رطوبت نیاز دارد. یعنی بدن هم مادگی نیاز دارد که از رطوبت ناشی میشود و هم تحریک و غلیان لازم است که از کیفیت هیئت ساز گرما برمیاید. و همه این خواص در نخود وجود دارد و در عدس خلاف آن موجود است. مضاف بر آنکه عدس مضراتی دارد که ترویج گسترده امروزی آن اسباب تعجب و تردید در غرض و شک به موضوع است.

 

نخود در طب سنتی:

1- بحر الجواهر:

حمَّص: بالكسر الأول و فتح الميم المشددة و كسرها ... منه أبيض و منه أسود و منه أحمر. قال «بقراط»: حار رطب في الأولى. قال «إسحاق»: حار يابس في الأولى. إذا طبخ مع اللحم أعان على نضجه و إذا غُسل به أثر الدم قلعه من الثوب. و لو دقّ و خلط بماء الورد الحار و ضمد على الظهر الوجع، نفع. و يدرّ البول و الحيض و يوافق الصدر و الرئة و يهيّج الباه، و يلين البطن. و يضر قرحة الكلى و المثانة. و يغذو الرئة أكثر من كل شي‏ء. و ينفع طبيخه من وجع الظهر و الاستسقاء و اليرقان.

إعلم أنَّ الجماع يحتاج في تمامه إلى ثلاثة أشياء و هي مجتمعة في الحمص: أحدها، طعام يكون فيه حرارة زائدة يقوّي الحرارة الغريزية و ينبه شهوة الجماع. و الثاني، غذاء يكون فيه من قوة الغذاء، و رطوبة ما يرطب البدن و يزيد في المني. و الثالث، غذاء فيه من الرياح و النفخ ما يملأ أوراد القضيب و أعصابه و كلها موجود في الحمَّص.16

شرح: منی در متن این کتاب طبی از حیث زمینه ها و بستر های تکثیرش با اشک تفاوتی ندارد. لذا برای اشک غم نیز به حرارتی که حرارت غریزی را تقویت و اشک را تحریک کند نیاز است. هم چنین غذاییتی که ماده برای بدن تامین کند و آن همان خاصیت ترطیب است و بادی که اعصاب را تقویت و پر کند.

 

2- القانون في الطب:

حمُص‏:

الماهية: الحمص أصناف كثيرة، منها الأبيض، و منها الأحمر، و منها الأسود و الكرسني. و منها بري أحد و أمر و أشد تسخيناً، و يفعل أفعال البستاني في القوه، لكن غذاء البستاني أجود من غذاء البري.

الطبع‏: الأبيض حار يابس في الأولى و الأسود أقوى ... .

آلات المفاصل‏: ينفع من وجع الظهر ... .

أعضاء الغذاء: طبيخه نافع للاستسقاء و اليرقان، و يفتح و خصوصاً الكرسني و الأسود سدد الكبد و الطحال، و يجب أن يؤكل الحمص لا في أول الطعام و لا في آخره، بل في وسطه 17

شرح: نخود اقسام مختلفی دارد و همچنین تازه و غیر تازه دارد که مزاج آنها و طبیعتا اثر آنها اندکی با هم تفاوت دارد.

از طرفی در روایات اهل بیت (عليهم السلام) مواردی هم وجود دارد که مخالف تجویز طب سنتی است و بعضا موافق آن است. اینها همه نشان از برتری کلام و نکات طبی ائمه (عليهم السلام) و حاکی از اشراف ایشان به طب و در عین حال دال بر باطل نبودن گزاره های طب سنتی بتمامه است. چه اینکه امام در روایتی خاصیت نخود برای کمر درد را بیان میکند ولی ضرورت خورده شدن آن در وسط طعام را قبول ندارد.18

عَنِ الرِّضَا (عليهم السلام) قَالَ: الْحِمَّصُ جَيِّدٌ لِوَجَعِ الظَّهْرِ وَ كَانَ يَدْعُو بِهِ قَبْلَ الطَّعَامِ وَ بَعْدَهُ.19

 

 عدس در طب سنتی:

1- بحر الجواهر:

عدس: من الحبوب المعروفة. في «التقويم» أنه بارد يابس في الأولى، و المقشور منه بارد في الثانية ... و نفس جرمه يجفّف و يحبس البطن  ... و هو مضرّ بالعصب و البصر و المعدة و عسر البول و تولد الرياح و الجذام ... .20

شرح: وقتی ماده ای خاصیت تجفیف داشته و برای عصب مضر است طبیعتا ارتباطی با تولید اشک ندارد.

 

2- القانون في الطب:

عدس:‏

الماهية: من العدس جنس مأكول، و هو المشهور، و من العدس جنس برّي ردي‏ء. و العدس المر ظاهر الحرارة، و فيه يبس و قبض قليل، و هو على ما يقول ديسقوريدوس: حشيشة طويلة كثيرة الأغصان، مرتفعة القضبان سفرجلية الورق، أطول و أضيق، فيها خشونة ما، و هي إلى البياض، و هو يزرع بجبال طبرستان كثيرا، و يسمونه باسم العدس، و ينسبونه إلى الحية، و هو بلسانهم مار مرجو، و له حب كعدس صغير في غلف طوال.

الاختيار: أجوده ما هو أسرع نضجاً، و هو الأبيض العريض، و إذا وقع في الماء لم يسوده، و يجب أن ينضج جداً في الطبخ.

الطبع‏: جالينوس: إنه إما معتدل في الحر و اليبس، و إما مائل يسيراً إلى الحرارة، و لذلك لا يبرد عند أكله، و لا و هو في المعدة، و لا منحدراً.

الخواص‏: ... يغلظ الدم، فلا يجري في العروق، و هو يقل البول و الطمث لذلك، و يتولد منه خط سوداوي و أمراض سوداوية...

آلات المفاصل‏: ردي‏ء للأعصاب و أن وضع مع السويق ضماداً على النقرس نفع، و الإكثار منه يورث الجذام.

أعضاء العين‏: من أكثر أكله أظلم بصره لشدة تجفيفه، و إذا ضمد به مع إكليل الملك و السفرجل و دهن الورد أبرأ أورام العين الحارة جداً. ...

أعضاء الغذاء: هو عسر الهضم ردي‏ء للمعدة، مولّد للنفخ ثقيل، و إذا قشرت منه ئلاثون حبة و ابتلعت نفعت فيما يقال من استرخاء المعدة، و لا يجب أن يخلط بالعدس حلاوة، فإنه يورث حينئذ سدداً كثيرة في الكبد، و مما يرجف به من أمر العدس إنه نافع من الاستسقاء، و يشبه أن يكون لتجفيفه.

أعضاء النفض‏: إذا طبخ بغير قشره عقل البطن...

و العدس البري، و هو العدس المرّ يسهل الدم، و العدس يقل البول و الطمث لتغليظه الدم، فلا يقربنه صاحب آفة في البول من جهة تعصير، و أما المر فيحدرهما و يدرهما، و إذا استعمل البري بالخلٌ نفع من عسر البول و سكن الزحير و المغص.21

شرح: مشخص است که خواص تیبیس و قبض و تغلیظ دم و تولید سوداء و شدت تجفیف - به نحوی که برای چشم و بینایی مضر است - و ردائت برای عصب و حابس بودن و ... هیچ تناسبی با تولید و کثرت اشک و حتی رقت قلب ندارد.

 

نتیجه نهایی: اکثر قریب به اتفاق اطباء قدیم در خواص مذکور هم نظرند و اطبای سنتی معاصر نیز موافق ایشان میباشند.22 لذا از نظر طبی خواص مذکور ثابت است. و از حیث مادی و کیفی و خواص، مورد عدس به هیچ وجه تطابقی با خواص مذکور در روایات ندارد و چون در خود روایات اظهار  و تصریح به معنای نخود برای لفظ عدس شده است به همان اخذ میشود چه اینکه نخود از حیث مادی و کیفی و خواص مطابق خواص مذکور است. والحمد لله

 

ذی القعده 1438

محمد سوری

 



پاورقی:

1 - الكافی )ط الإسلامیة( ؛ ج 6 ؛ ص 343 ، بَابُ الْعَدَس ، ح 1

2 - الكافی )ط الإسلامیة( ؛ ج 6 ؛ ص 343 ، بَابُ الْعَدَس ، ح 3

3 - الكافی )ط الإسلامیة( ؛ ج 6 ؛ ص 343 ، بَابُ الْعَدَس ، ح 2

4 به تایید روایت اول و دوم محتوی حدیث سوم در مورد خواص قابل قبول است.

واضح است که ائمه ع در استعمال بسیاری از لغات قصد ویژه میكرده اند و ادبیات خاص خود را داشته اند. لذا بر مردم لازم بوده که

از این تفاوت ها بپرسند. کلماتی مانند عقل، قلب و ... گرفته تا اصطلاحاتی مانند لاباس و وجب و ... .

6 - الكافی )ط الإسلامیة( ؛ ج 6 ؛ صص 343 و 344 ، بَابُ الْعَدَس ، ح

الكافی )ط الإسلامیة( ؛ ج 6 ؛ ص 342 ، ح 2

8 مثل کتاب کنز العمال. و ملا علی قاری در کتاب الاخبار الموضوعه از این حدیث به عنوان حدیث مجعول یاد میكند.

9 - الكافی )ط الإسلامیة( ؛ ج 6 ؛ ص 343 ، ح 3

10 - الكافی )ط الإسلامیة( ؛ ج 1 ؛ ص 212 ، ح 8

11 - الكافی )ط الإسلامیة( ؛ ج 6 ؛ ص 340 ، ح 3

12 - الكافی )ط الإسلامیة( ؛ ج 6 ؛ ص 311 ، ح

13- بحث آن به تفصیل در مقاله رد تسامح در ادله سنن از اینجانب بیان شده است.

14- طبیعتا معظمی از تجربیات طب روز با توجه به روش آن و غرض آن و تحریف و تغییراتی که در معنای مفردات مثل ملح  و ... داده اند از این تعریف خارج است. همچنین هر تجربه غیر علمی یا مشکوک از طب سنتی و ... . لذا برای مثال تخصیص روایات ملح به افرادی که فشار خون ندارند غلط و از اساس باطل است و این سخن تخصصا خارج از موضوع روایات ملح است و شرح آن مقام دیگری میطلبد.

15- بنا بر نظر برخی اطباء : آب چشم به طعم شور است و آن کس که از شادی گریه می کند به یک دفعت اشک می ریزد و آن رطوبتی است که داخل اجزای چشم است و ماورای چشم در آن تأثیری ندارد و آن را سیلان می دهد بدون این که حرارت در آن دخیل بوده و تأثیر داشته باشد. اما اشک چشم که از غم جاری می شود تدریجا و آهسته سیلان می کند یعنی مدتی طول می کشد تا چشم گرم و اشک جاری شود این اشک از رطوبت اجزای داخلی چشم نشأت نمی گیرد بلکه از ماورای چشم و از حرارت غریزی نشأت می گیرد. بنابراین گریه ی از غم حامل حرارت غریزی است نه رطوبت ، لذا گرم است و بالطبع انسان را گرم می کند. نکته مهم اینکه به انسان بعد از مجالس اهل بیت علیهم السلام حالت فرح و گشایش دست می دهد. بنابر این مزاج گریه بر دنیا سرد و تر و مزاج گریه بر عقبی گرم و تر است.

16- بحر الجواهر (معجم الطب الطبيعي) ؛ ص142

17- القانون في الطب (طبع بيروت) ؛ ج‏1 ؛ ص445

18- مقصود ما از طب سنتی قانون بوعلی نیست چه اینکه قانون بعد از دوران ائمه ع نگاشته شده است. بلکه مقصود مطلق طب سنتی و طب عربی و ... است.

19- الكافي (ط - الإسلامية) ؛ ج‏6 ؛ ص343، ح4

20- بحر الجواهر (معجم الطب الطبيعي) ؛ ص264

21- القانون في الطب (طبع بيروت) ؛ ج‏2 ؛ صص74-76

22- این اتفاق نظر مشکوک به هیچ تبانی و غرض ورزی اعتقادی یا اقتصادی نیست. چه اینکه طرف توافق طب مدرن نیست که اظهارات و آزمایشات و مقالات علمی سفارشی  و مشکوک  داشته باشد.

  1. admin می‌گه:

    سلام
    سویق عدس در روایت منظور خود عدس است نه نخود لذا تمام خواصی که گفتید مربوط به سویق عدسه
    اما روایاتی که ناظر به رقت قلب و … درد خصوص عدس گفته شده است منظور نخود است

  2. کیوان می‌گه:

    سلام و خسته نباشید خدمت مولف و محقق گرامی یعنی این خواصی که برای سویق عدس بیان میشه مانند بند آوردن حیض دردناک و قطع خونریزی و… منظور سویق نخود بوده؟

  3. ایرانی می‌گه:

    تشکر از محقق محترم برای این دقت نظر

- پیوندها:
- ارتباط مستقیم با معاونت ارتباطات:
امارگیر وبلاگامارگیر سایتتقویم و ساعت
مشاهده آمار وبسایت
تماس با ما:
آدرس:
قم - خیابان صفاییه - کوچه 15
تلفن:
09107555328
پست الکترونیکی:
Tebona@chmail.ir
سامانه پیامکی :
216 54 5000
طراحی :
برگرفته شده از موسسه فقاهت